صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ا" - لغت نامه دهخدا
اطفال باغ
اطفال بستان
اطفال حدایق
اطفال شاخ
اطفال نبات
اطفح
اطفر
اطفل
اطفیح
اطفیر
اطفیش
اطفین
اطل
اطلاء
اطلاب
اطلاح
اطلاس
اطلاع
اطلاع افتادن
اطلاع دادن
اطلاع داشتن
اطلاع یافتن
اطلاعا
اطلاعات
اطلاعاً
اطلاعی
اطلاف
اطلاق
اطلاق افتادن
اطلاق بطن
اطلاق خاص
اطلاق داشتن
اطلاق شدن
اطلاق عام
اطلاق فرمودن
اطلاق نامه
اطلاق کردن
اطلاقی
اطلال
اطلام
اطلانت
اطلانتیت
اطلاه
اطلب
اطلحاء
اطلحباب
اطلخاخ
اطلخمام
بیشتر