صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ا" - لغت نامه دهخدا
انداب
انداباد بالا
اندابه
انداجه
انداح
انداخ
انداخت
انداخت کردن
انداختن
انداختنی
انداخته
انداخس
انداد
اندادن
انداده
اندار
اندار کلی
اندارس
انداز
انداز ورانداز کر
انداز ورانداز کردن
اندازا
اندازان
اندازنده
اندازه
اندازه ناپذیر
اندازه ٔ هندسی
اندازه پذیرفتن
اندازه پیدا کرد
اندازه پیدا کردن
اندازه کردن
اندازه گرفتن
اندازه گیر
اندازه گیرنده
اندازه گیری
اندازیدن
انداس
انداشگر
انداص
انداع
انداغ
انداف
انداق
اندام
اندام دادن
اندام زدن
اندام گرفتن
اندامان
بیشتر