صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ک" - لغت نامه دهخدا
کند گرداندن
کند گردیدن
کند گشتن
کند گوش
کند گوشی
کندا
کندا کند
کندار
کنداره
کندامویه
کندانه سر
کنداو
کنداواله
کنداور
کنداوری
کنداوله
کندأو
کنداکند
کنداگر
کنداگری
کنداگشسپ
کندایج
کندایجی
کندبصر
کندبصری
کندبیان
کندبیانی
کندث
کندجان
کندجه
کندجواب
کندجوابی
کندخاطر
کندخانه
کندد
کنددست
کنددستی
کندذهن
کندذهنی
کندر
کندران
کندرانی
کندرای
کندرسه
کندرفتار
کندره
کندرو
کندروج
بیشتر