صفحه اصلی
واژه نامه بختیاریکا
واژه های حرف "ت" - واژه نامه بختیاریکا
تلیشنا
تلیشنیدن
تلیشنیده
تلین
تلین جرین
تلیکه
تم
تم اش
تم تول
تم دهو گریدن
تم و تهل
تم و تهل زیدن
تمارزو
تمارض
تمارض به حمله و شجاعت
تمارض کردن
تماس غیر دوستانه
تماشاگر
تمام
تمام شدن
تمام شده
تمام شونده
تمام عیار
تمام کردن
تمام کن
تمام کننده
تماما
تماما مجزا
تمایز قائل شدن بین افراد
تمایل شدید داشتن
تمایل نداشتن
تمایل نداشتن انجام کاری
تمبلیچ
تمبک زن
تمبی
تمته تمته
تمتک
تمجید
تمدار
تمریخ
تمسخر
تمشک
تمم تیار
تممی کردن
تممی کن
تمنا
تمناس
تمنیدن
بیشتر