صفحه اصلی
فرهنگ فارسی
واژه های حرف "د" - فرهنگ فارسی
درزگیری
درزگیری با سیم داغ
درزگیری دی الکتریکی
درزگیری سرد
درزگیری ضربۀ الکتریکی
درزگیری فراصوتی
درزگیری گرمایی
درزۀ اصلی
درزۀ امتدادی
درزۀ باز
درزۀ برشی
درزۀ زمین ساختی
درزۀ ستونی
درزۀ سردشدگی
درزۀ شیبی
درزۀ قطری
درزۀ لایه بندی
درزۀ مایل
درزۀ متقاطع
درزۀ نازمین ساختی
درزۀ ورقه ای
درزۀ کششی
درزۀ کُره وار
درزی
درزی محله
درزی نامه
درزی وار
درزی ولی
درزی کردن
درزی کلا بزرگ
درزی کلا شیخ
درزی کلا نصیرائی
درزی کلا کوچک
درزی گر
درزیان
درزیجان
درزیجانی
درزیخانه
درزیر بالا
درزیندان
درزیه
درزیو
درزیوه
درزیکلا
درزیکلا اخوندبابا
درزیکلا اخوندی
درزیکلا اقا شفیع
درزیگری
بیشتر