صفحه اصلی
فرهنگ فارسی
واژه های حرف "چ" - فرهنگ فارسی
چنبل
چنبه
چنبک
چنبیدن
چنبیلی
چنته
چند
چند رای
چند شکلی
چند ضلعی
چند فند
چند قطبی
چند مایگی
چند مرده
چند و چون
چندآوا
چندا
چندابتلایی
چنداسنج
چنداعتیادی
چندال
چندان
چندانی
چنداول
چنداُشکوبه
چندبارثمر
چندبارۀ بلندمسیر
چندبارۀ چوب پایی
چندبارۀ کوتاه مسیر
چندبخشی
چندتارتودشوی
چندتارتودی
چندتارشوی
چندتنده رگ تودی
چندتک
چندتک بین ژنی
چندتک خاموش
چندتک درون ژنی
چندتک سنجی
چندتک پویی
چندجمله ای متناوب
چندجمله ای مشخصه
چندخطی
چندخوشه
چندخوشه ای
چنددندانه
چنددُش بَراُستی
چنددگرگونی
بیشتر