صفحه اصلی
فارسی به انگلیسی
واژه های حرف "ت" - فارسی به انگلیسی
تلاش بیهوده
تلاش زودگذر
تلاش شدید
تلاش معاش (خودمانی)
تلاش معاش (عامیانه)
تلاش کردن
تلاش کردن بر ضد چیزی
تلاشی
تلاشی (با صدا)
تلاشی پذیر توسط عمل میکروبی
تلاطم
تلاطم آب
تلاطم باد
تلاطم توفان
تلاطم کردن
تلافی
تلافی بر سر کسی در اوردن
تلافی جویانه
تلافی شده
تلافی کردن
تلافی کردن وام و منت
تلاقی
تلاقی رگها
تلاقی کردن
تلالا
تلالو
تلالو داشتن
تلالوئ
تلان تلان
تلان تلان رفتن
تلاوت
تلاوت کردن
تلبس
تلبیس
تلبیس کردن
تلحین
تلخ
تلخ (سخن و نوشته)
تلخ (سخن یا حمله و غیره)
تلخ (سخن یا نگارش)
تلخ (سخن)
تلخ و تحقیرآمیز
تلخ و شیرین
تلخ کام
تلخ کام کردن
تلخ کامی
تلخ کردن
تلخه
بیشتر