صفحه اصلی
فارسی به انگلیسی
واژه های حرف "ت" - فارسی به انگلیسی
تلو تلو
تلو تلو خوران
تلو تلو خوران در اثر پیری
تلو تلو خوران رفتن
تلو تلو خوران و آهسته راه رفتن
تلو تلو خوردن
تلو تلو خورنده
تلو تلو نخوردن در عرشه کشتی
تلوا
تلواره
تلواسه
تلوتلو
تلوتلو خوران
تلوتلو خوران در اثر بیماری
تلوتلو خوران رفتن
تلوتلو خوران و آهسته راه رفتن
تلوتلو خوردن
تلوتلو خورنده
تلوتلو نخوردن در عرشه کشتی
تلوث
تلوریم (شیمی)
تلون
تلون مزاج
تلویح
تلویحا
تلویحا گفتن
تلویحی
تلویحی بودن
تلویزیون
تلویزیون (خودمانی)
تلویزیون (عامیانه)
تلویزیون کابلی
تلویزیونی
تلپ
تلپ (صدا)
تلپ (صدای افتادن چیز مسطح در آب)
تلپ تلپ
تلپ تلپ کردن
تلپی افتادن
تلپی انداختن
تلپی قرار دادن
تلک
تلکس
تلکس زدن
تلکه
تلکه (خودمانی)
تلکه (عامیانه)
تلکه شدنی (خودمانی)
بیشتر