الل
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
نالیدن بیمار . فاسد شدن دندان
لغت نامه دهخدا
الل. [ اَ ل َ ] ( ع مص ) نالیدن بیمار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || فاسد شدن دندان. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) یک سوی کارد. ( مهذب الاسماء ). صفحه کارد. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || کجی دندانها بسوی داخل دهن. یَلَل. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
الل. [ اُ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اُلَّة. ( اقرب الموارد ). رجوع به اُلَّة شود.
الل. [ اِ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اِلَّة. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به اِلَّة شود.
الل. [ اُ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اُلَّة. ( اقرب الموارد ). رجوع به اُلَّة شود.
الل. [ اِ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اِلَّة. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به اِلَّة شود.
الل . [ اَ ل َ ] (ع مص ) نالیدن بیمار. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). || فاسد شدن دندان . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) یک سوی کارد. (مهذب الاسماء). صفحه ٔ کارد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کجی دندانها بسوی داخل دهن . یَلَل . (از ذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
الل . [ اِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ اِلَّة. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به اِلَّة شود.
الل . [ اُ ل َ ] (ع اِ) ج ِ اُلَّة. (اقرب الموارد). رجوع به اُلَّة شود.
دانشنامه عمومی
آلل. برای آلل دو مورد موجود می باشد:
الل به اشکال مختلف یک ژن گویند.
آلل (گروه موسیقی) نام یک گروه موسیقی می باشد.
الل به اشکال مختلف یک ژن گویند.
آلل (گروه موسیقی) نام یک گروه موسیقی می باشد.
wiki: کروموزوم (فام تن) جایگاه ویژه ای دارد در این جایگاه ویژه نوکلئوتیدها چیده شده اند که به آن توالی اسید نوکلئیک می گویند.الل در حقیقت ژن کنترل کنندهٔ یک صفت است که در یک جایگاه مشخص روی کروموزوم قرار گرفته. الل هایی که در جایگاه مشابه هم روی کروموزوم های همتا قرار گرفته اند یک صفت را کنترل می کنند.مثلاً چروکیدگی یا صاف بودن دانه های یک گیاه، توسط دو اللی که در جایگاه مشابه هم روی دو کروموزوم همتا قرار گرفته اند کنترل می شود.بین الل ها سه رابطهٔ «غالب و مغلوب»، «غالب ناقص» و «هم توان» برقرار است.
برای نمونه اگر فرض کنید در یک گیاه دیپلویید (Diploid) تنها یک ژن رنگ گلبرگ ها را تنظیم می کند و این گونهٔ گیاهی می تواند دارای ۲ گلبرگ به رنگ های سرخ و سپید باشد و رنگ سرخ بر سپید چیره است، آنگاه گیاه با داشتن الل سرخ بر روی هر دو کروموزوم (فام تن) خود دارای گلبرگ سرخ، با داشتن الل (دگره) سپید بر روی هر دو کروموزوم خود دارای گلبرگ سپید، و با داشتن الل سرخ بر روی یکی از کروموزوم ها و داشتن الل (دگره) سپید بر روی کروموزوم دیگر باز هم دارای گلبرگ سرخ (به دلیل چیرگی صفت سرخی) می شود.
غالب و مغلوب: در این رابطه بین دو یا چند اللی که روی کروموزوم های همتا (بسته به تعداد کروموزوم های همتا تعداد الل ها هم تغییر می کند) قرار دارند رابطهٔ غالب و مغلوبی وجود دارد یعنی اینکه یکی (یا درصورت پلی پلوئیدی بودن ممکن از چندتا) از الل ها بر دیگری غالب است و اجازه پروتئین سازی و تعیین فنوتیپ را به الل مغلوب نمی دهد.مثلاً صاف یا چروکیده بودن دانه یک گیاه دیپلوئیدی فقط از طریق دو الل روی کروموزوم های همتا تعیین می شود. درصورتی که الل مربوط به چروکیدگی همان الل مغلوب باشد و الل مربوط به صافی الل غالب اگر روی یکی از کروموزوم ها الل غالب باشد و روی دیگری الل مغلوب چون الل صافی غالب است دانه گیاه صاف می شود. درصورتی که هردو الل غالب باشند نیز همان اتفاق می افتد و دانه صاف می شود و تنها در صورتی که هردو الل روی کروموزوهای همتا مغلوب باشند دانه چروکیده می شود.
a = الل مغلوب (چروکیدگی)
برای نمونه اگر فرض کنید در یک گیاه دیپلویید (Diploid) تنها یک ژن رنگ گلبرگ ها را تنظیم می کند و این گونهٔ گیاهی می تواند دارای ۲ گلبرگ به رنگ های سرخ و سپید باشد و رنگ سرخ بر سپید چیره است، آنگاه گیاه با داشتن الل سرخ بر روی هر دو کروموزوم (فام تن) خود دارای گلبرگ سرخ، با داشتن الل (دگره) سپید بر روی هر دو کروموزوم خود دارای گلبرگ سپید، و با داشتن الل سرخ بر روی یکی از کروموزوم ها و داشتن الل (دگره) سپید بر روی کروموزوم دیگر باز هم دارای گلبرگ سرخ (به دلیل چیرگی صفت سرخی) می شود.
غالب و مغلوب: در این رابطه بین دو یا چند اللی که روی کروموزوم های همتا (بسته به تعداد کروموزوم های همتا تعداد الل ها هم تغییر می کند) قرار دارند رابطهٔ غالب و مغلوبی وجود دارد یعنی اینکه یکی (یا درصورت پلی پلوئیدی بودن ممکن از چندتا) از الل ها بر دیگری غالب است و اجازه پروتئین سازی و تعیین فنوتیپ را به الل مغلوب نمی دهد.مثلاً صاف یا چروکیده بودن دانه یک گیاه دیپلوئیدی فقط از طریق دو الل روی کروموزوم های همتا تعیین می شود. درصورتی که الل مربوط به چروکیدگی همان الل مغلوب باشد و الل مربوط به صافی الل غالب اگر روی یکی از کروموزوم ها الل غالب باشد و روی دیگری الل مغلوب چون الل صافی غالب است دانه گیاه صاف می شود. درصورتی که هردو الل غالب باشند نیز همان اتفاق می افتد و دانه صاف می شود و تنها در صورتی که هردو الل روی کروموزوهای همتا مغلوب باشند دانه چروکیده می شود.
a = الل مغلوب (چروکیدگی)
wiki: الل
دانشنامه آزاد فارسی
اَلِل (allele)
یکی از دو یا چند شکل متفاوت ژن در یک جایگاه (لوکوس) معین، روی یک کروموزوم. الل ها براثر تفاوت در توالی دی اِن اِی پدید می آیند. بهترین راه توصیف الل ذکر مثال است. ژنی که در انسان ها رنگ چشم را کنترل می کند ممکن است دو شکل متفاوت داشته باشد: یک الل برای ایجاد رنگ چشم آبی، و الل دیگر برای تولید رنگ چشم قهوه ای. در گیاهی که به دو شکل بلند و کوتاه دیده می شود، ممکن است یک الل گیاهان بلند و الل دیگر گیاهان کوتاه پدید آورد. ژن های جداگانه ای که یک جفت الل را می سازند، در طول کروموزوم جایگاه دقیقاً یکسانی دارند. موجوداتی با دو مجموعۀ کروموزومی (دیپلوئیدها)، مانند جانوران و گیاهان، کروموزوم هایی دارند که درون هستۀ هر یاختۀ جفت های شبیه هم یافت می شوند. اگر دو الل یکسان باشند، آن موجود دارای خصوصیت خالص است، امّا اگر دو کروموزوم شبیه هم الل های متفاوتی داشته باشند، موجود را ناخالص می نامند. شکل ظاهری موجود ناخالص ممکن است فقط با یک الل تعیین شود. اللی که فنوتیپ را تعیین می کند تجلی بارز دارد و نسبت به الل های دیگر غالب است. تجّلی (بیان) الل دیگر در این حالت نهفته است.
یکی از دو یا چند شکل متفاوت ژن در یک جایگاه (لوکوس) معین، روی یک کروموزوم. الل ها براثر تفاوت در توالی دی اِن اِی پدید می آیند. بهترین راه توصیف الل ذکر مثال است. ژنی که در انسان ها رنگ چشم را کنترل می کند ممکن است دو شکل متفاوت داشته باشد: یک الل برای ایجاد رنگ چشم آبی، و الل دیگر برای تولید رنگ چشم قهوه ای. در گیاهی که به دو شکل بلند و کوتاه دیده می شود، ممکن است یک الل گیاهان بلند و الل دیگر گیاهان کوتاه پدید آورد. ژن های جداگانه ای که یک جفت الل را می سازند، در طول کروموزوم جایگاه دقیقاً یکسانی دارند. موجوداتی با دو مجموعۀ کروموزومی (دیپلوئیدها)، مانند جانوران و گیاهان، کروموزوم هایی دارند که درون هستۀ هر یاختۀ جفت های شبیه هم یافت می شوند. اگر دو الل یکسان باشند، آن موجود دارای خصوصیت خالص است، امّا اگر دو کروموزوم شبیه هم الل های متفاوتی داشته باشند، موجود را ناخالص می نامند. شکل ظاهری موجود ناخالص ممکن است فقط با یک الل تعیین شود. اللی که فنوتیپ را تعیین می کند تجلی بارز دارد و نسبت به الل های دیگر غالب است. تجّلی (بیان) الل دیگر در این حالت نهفته است.
wikijoo: الل
پیشنهاد کاربران
اَلَلَ - این واژه ترکی است ولی در فارسی هم رواج پیدا کرده و تبدیل به تیکه کلام و لغتی عامیانه گشته است!
کاربرد:هنگامی که اتفاق مُهَیّج، جالب، خَفَن و شگفت آوری رُخ بدهد، این واژه عامیانه را بکار می بریم تا شگفت انگیزی ماجرا را بهتر نمایان کنیم.
اَل: دست، عضوی از بدن
لَلَ: شِگَرف، عجیب، شگفت آور - نادر، کمیاب - بزرگ، زیاد، خَفَن!
معنی: عجب ضرب دستی داری، کاریزما و گیرایی که داری خیلی جالبه - اوف، واویلا، یا خدا
مثال: اَلَلَ عجب ماشینِ خفنی - اَلَلَ قیمتا چقدر گرون شدن و. . .
کاربرد:هنگامی که اتفاق مُهَیّج، جالب، خَفَن و شگفت آوری رُخ بدهد، این واژه عامیانه را بکار می بریم تا شگفت انگیزی ماجرا را بهتر نمایان کنیم.
اَل: دست، عضوی از بدن
لَلَ: شِگَرف، عجیب، شگفت آور - نادر، کمیاب - بزرگ، زیاد، خَفَن!
معنی: عجب ضرب دستی داری، کاریزما و گیرایی که داری خیلی جالبه - اوف، واویلا، یا خدا
مثال: اَلَلَ عجب ماشینِ خفنی - اَلَلَ قیمتا چقدر گرون شدن و. . .
کلمات دیگر: