کلمه جو
صفحه اصلی

بیخه احشام

فرهنگ فارسی

ناحیه ایست در فارس ٠

لغت نامه دهخدا

بیخه احشام. [ خ َ اَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در فارس. بیخه صحرای درازی را گویند که در میانه دو کوه افتاده باشد و این ناحیه در جانب مغربی شهر لار است درازای آن از قریه ٔبیرم تا ملائی شش فرسخ و پهنای آن از فرسخ و نیم بگذرد. قصبه آن بیرم است. ( از فارسنامه ناصری ص 288 ).

دانشنامه عمومی

ناحیه بیخهٔ احشام  : قصبهٔ آن بیرم است ونزدیک بیست فرسخ از شهر لار دور است، واین ناحیه مشتملست بر:
اقتداری، لارستانی، احمد. (لارستان کهن) ج۱. چاپ دوم، شرکت انتشارات جهان معاصر، تهران چاپ دوم، سال ۱۳۷۱ خورشیدی.
احشام قائد |چارطاق |چاه برد |خرگو (خیرگو) |، ده نو |شیخ عامر |شیرینو |کتک |ملائی.|
روستای شیخ عامر که از نام مبارک آقای شیخ عامر گرفته شده دارای تاریخی بسیار طولانی است .
. دارای مردمانی با فرهنگ و تمدن. قدمتی که بر می گردد


کلمات دیگر: