صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "خ" - لغت نامه دهخدا
خطا کردن
خطا گرفتن
خطا گفتن
خطا گیر
خطاء
خطائط
خطائی
خطائی بچه
خطائین
خطاب
خطاب کردن
خطابات
خطابت
خطابخش
خطابخشی
خطابه
خطابه پائین
خطابی
خطابی حسینی
خطابیه
خطار
خطارب
خطاره
خطاشوی
خطاط
خطاط الهروی
خطاطان
خطاطی
خطاطیف
خطاف
خطافی
خطال
خطالمجموع
خطاله
خطام
خطان
خطاور
خطاپوش
خطاپوشی
خطاکار
خطاکاری
خطاگر
خطاگیر
خطای
خطای مطلق
خطای نسبی
خطایا
خطایان
بیشتر