صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ع" - لغت نامه دهخدا
عصمور
عصمی
عصنصر
عصنصی
عصو
عصواد
عصوان
عصوب
عصوبه
عصود
عصوده
عصور
عصوف
عصوم
عصوی
عصوین
عصی
عصی الراعی
عصی هرمس
عصیان
عصیان آوردن
عصیان اوردن
عصیان نمودن
عصیان کده
عصیان کردن
عصیان گر
عصیب
عصید
عصیده
عصیر
عصیر الدب
عصیرالدب
عصیفر
عصیفره
عصیفه
عصیفیر
عصیم
عصیمه
عصیه
عض
عضاء
عضائد
عضاب
عضات
عضاد
عضادات
عضادتان
عضادتین
بیشتر