صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "گ" - لغت نامه دهخدا
گشب
گشت
گشت برگشت
گشت رودخانه
گشت زدن
گشت زمان
گشت سلامتی
گشت و گدایی
گشت کردن
گشتا
گشتاز
گشتاسب
گشتاسبی
گشتاسف
گشتاسفی
گشتاسپ
گشتاور
گشتاگشت
گشتر
گشتسب
گشتن
گشتنی
گشته
گشته سر
گشته سوز
گشته شدن
گشتو
گشتک
گشتی
گشتیا
گشتیل
گشسب
گشسب بانو
گشسپی
گشف
گشم
گشمش تپه
گشمی
گشن
گشن آمدن
گشن اباد
گشن امدن
گشن خواه
گشن خواه شدن
گشن خواهی
گشن دادن
گشن نشین
گشن کردن
بیشتر