صفحه اصلی
مترادف و متضاد
واژه های حرف "م" - مترادف و متضاد
منتهی
منتهی به نوک تیز
منتهی درجه
منتهی شدن به
منثور
منجح
منجر
منجر شدن
منجر شدن به
منجر شونده
منجلاب
منجلی
منجلی شدن
منجلی کردن
منجم
منجمد
منجمد شدن
منجمد کردن
منجمد کننده
منجمد یا یخ زده
منجمله
منجنیق
منجنیق انداختن
منجنیق سنگ انداز
منجنیق مخصوص پرتاب مرمی
منجو
منجوق
منجوق زدن
منجی
منحرف
منحرف بودن
منحرف شدن
منحرف شده
منحرف نشدنی
منحرف کردن
منحرف کننده
منحصر
منحصر بفرد
منحصر بفردی
منحصر کردن
منحصر کننده
منحصرا
منحصربه فرد
منحصرمنحصر شدن
منحصرکردن به
منحط
منحط شدن
منحط کردن
بیشتر