صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ج" - لغت نامه دهخدا
جسم عنصری
جسم فارد
جسم فلکی
جسم قاعده ای
جسم لطیف
جسم مثالی
جسم محدد
جسم مزدوج
جسم مطلق
جسم مقتصد
جسم کثیف
جسم کلی
جسمان
جسمانه
جسمانی
جسمور
جسمی
جسنش
جسنفشاه
جسنه
جسو
جسوء
جسود
جسور
جسورانه
جسوری
جسوع
جسوم
جسک
جسکر
جسگ
جسید
جسیدان
جسیس
جسیم
جسیمه
جسین
جش
جش ارم
جش اعیار
جشآت
جشاء
جشاءه
جشات
جشار
جشاش
جشاع
جشامه
بیشتر