صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "خ" - لغت نامه دهخدا
خریدار گردیدن
خریدار گشتن
خریدار گیر
خریدارجوی
خریدارگیر
خریداری
خریداری کردن
خریدن
خریدنی
خریده
خریده آمدن
خریده امدن
خریدگر
خریدگی
خریر
خریر اباد
خریرآباد
خریرالماء
خریری
خریزه
خریس
خریسوستوم
خریسولوراس
خریسوپولیس
خریسیف
خریش
خریشندنی
خریشنده
خریشندگی
خریشه
خریشک
خریشیدن
خریشیده
خریشیده شدن
خریشیدگی
خریص
خریضه
خریط مریط
خریطه
خریطه دار
خریطه ٔ شطرنج
خریطه ٔ عطار
خریطه کش
خریطی
خریع
خریعه
خریف
خریفه
بیشتر