صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "پ" - لغت نامه دهخدا
پشت گوژ
پشت یافتن
پشتاره
پشتاپشت
پشتبان
پشتدار
پشتراغ
پشتروغ
پشتقه
پشتلنگ
پشتنک
پشته
پشته ٔ ازرک دون
پشتو
پشتوار
پشتواره
پشتوان
پشتوانه
پشتوای
پشتک
پشتک زدن
پشتک زن
پشتک وارو
پشتک چارکش
پشتکوه
پشتگاه
پشتی
پشتی کردن
پشتیاره
پشتیبان
پشتیبانی
پشتیوان
پشتیوانه
پشتیون
پشخیدن
پشخیز
پشل
پشلبرن
پشلنگ
پشلیدن
پشم
پشم خوار
پشم درکشیدن
پشم و پیل
پشم و پیله
پشم وران
پشم وزغ
پشم چال
بیشتر