صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "ک" - لغت نامه دهخدا
کژ مزاج
کژ مزاجی
کژ میان
کژ نشستن
کژ نظر
کژ نقش
کژ نهاد
کژ نگر
کژ چشم
کژ چشمی
کژ کردن
کژ کلاه
کژ گردانیدن
کژ گردن
کژ گویی
کژآغند
کژآغندش
کژآکند
کژآگند
کژآگندش
کژآگین
کژابرو
کژابه
کژاته
کژار
کژاریدن
کژاغند
کژاوه
کژاکند
کژبین
کژبینی
کژترازو
کژترخون
کژخاطر
کژخاطری
کژخوان
کژخیال
کژدست
کژدل
کژدلی
کژدم
کژدم خواره
کژدم زده
کژدم فسای
کژدم مزاج
کژدمناک
کژدمه
کژدهان
بیشتر