صفحه اصلی
مترادف و متضاد
واژه های حرف "م" - مترادف و متضاد
منغض کردن
منفجر
منفجر شدن
منفجر شدن قبل از موقع
منفجر شونده
منفجر نشده
منفجر کردن
منفجر کننده
منفذ
منفذ تنفسی
منفذ دار
منفذ دودکش
منفذ پنجره یا در
منفرجه
منفرد
منفرد ذکر کردن
منفرد سازی
منفرد کردن
منفردمنفرد
منفصل
منفصل شدن
منفصل کردن
منفعت
منفعت بردن
منفعتطلب
منفعتطلبی
منفعل
منفعل شدن
منفق
منفور
منفک
منفک شدن
منفی
منفی بافی
منفی فعل
منفی کردن
منفی گرایی
منقا
منقاد
منقاد شدن
منقاد کردن
منقار
منقار عقابی
منقار نوک برگشته
منقاردار
منقاری
منقاش
منقبت
بیشتر