صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "خ" - لغت نامه دهخدا
خفرک سفلی
خفرک علیا
خفرگ
خفرگان
خفری
خفریان
خفریق
خفزدو
خفزدوک
خفس
خفسیدن
خفسیده
خفش
خفشاء
خفض
خفض جناح
خفع
خفعان
خفق
خفقات
خفقان
خفقان دار
خفقان کردن
خفقانی
خفقه
خفن
خفنج
خفنجل
خفنجی
خفندن
خفنده
خفندگی
خفنشل
خفه
خفه کردن
خفه کن
خفه کننده
خفه گشتن
خفه گیر کردن
خفو
خفوت
خفود
خفور
خفوش
خفوف
خفوق
خفوه
خفچاق
بیشتر