صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "پ" - لغت نامه دهخدا
پیش کسوت
پیش کسوتی
پیش کشیدن
پیش کله
پیش کمر
پیش کنار
پیش کوس
پیش کوه
پیش کوه بالا
پیش کوه پائین
پیش کوهه
پیش گذاشتن
پیش گردیدن
پیش گرفتن
پیش گشاده
پیش گیر
پیش گیره
پیش گیری
پیش گیری کردن
پیش یازیدن
پیشاب
پیشاب راه
پیشاب ریختن
پیشاب کردن
پیشادست
پیشار
پیشاره
پیشامد
پیشان
پیشانه
پیشانها
پیشانی
پیشانی بلند
پیشانی بند
پیشانی دار
پیشانی داری
پیشانی داشتن
پیشانی سفید
پیشانی سودن
پیشانی نهادن
پیشانی کردن
پیشاهنگ
پیشاهنگی
پیشاور
پیشاوران
پیشاوند
پیشاوور
پیشاپیش
بیشتر