صفحه اصلی
مترادف و متضاد
واژه های حرف "م" - مترادف و متضاد
مستاصل کردن
مستانس
مستانس شدن
مستانه
مستبد
مستبدانه
مستبدانه حکومت کردن
مستبصر
مستبعد
مستتر
مستتر کردن
مستثنا
مستثنا شدن
مستثنی
مستثنی کردن
مستجاب
مستجاب شدن
مستجاب کردن
مستجیب
مستجیر
مستحب
مستحسن
مستحضر
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
مستحفظ
مستحفظ شخص
مستحق
مستحق اعدام
مستحق دانستن
مستحکم
مستحکم سازی
مستحکم شدن
مستحکم کردن
مستحیل
مستحیل شدن
مستخدم
مستخدم جزء کلیسا یا دانشگاه
مستخدم زن
مستخدم یا خادمه
مستخدمه
مستخدمه مخصوص ملکه
مستخدمین خانه
مستخرج
مستخلص
مستخلص شدن
مستخلص کننده
بیشتر