صفحه اصلی
لغت نامه دهخدا
واژه های حرف "پ" - لغت نامه دهخدا
پیش بندی
پیش بندی کردن
پیش بها
پیش بودن
پیش بیجار
پیش بین
پیش بیننده
پیش بینی
پیش بینی کردن
پیش تاختن
پیش تاز
پیش تازی
پیش تخت
پیش تخته
پیش تختی
پیش ترک
پیش ترین
پیش جنگ
پیش جنگ بودن
پیش جنگی
پیش حرف
پیش حصار
پیش خان
پیش خانه
پیش خدمت
پیش خر
پیش خر کردن
پیش خری
پیش خرید
پیش خرید داشتن
پیش خرید کردن
پیش خواستن
پیش خوان
پیش خواندن
پیش خوانی
پیش خود
پیش خور
پیش خورد
پیش خوردن
پیش خیز
پیش دادن
پیش داری کردن
پیش داشت
پیش داشتن
پیش دامن
پیش دان
پیش داکوه
پیش در کردن
بیشتر